چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )

6

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )

داشت جلوه و شكوه زيادى به وى داده بود . فرماندهء كل و سرهنگ‌ها در جاى مخصوص خود قرار گرفتند . من به آنها نزديك شدم و رژه به آرامى آغاز گرديد ، به كنار فرماندار رفتم و آنجا مدت زمانى حدود يك ساعت يا يك ساعت و نيم به تماشاى رژه مشغول بوديم . واحدهايى كه در رژه شركت داشتند عبارت بودند از واحد سواره ، واحد كوهستانى و دو هنگ از واحد پياده . اسب‌هايى كه در واحد سواره به كار گرفته شده بودند بخاطر نوع كارى كه از آنها انتظار مىرفت بسيار سبك و چالاك بودند . سلاح‌هاى كوهستانى بر پشت يابو و اسب‌هاى ريزنقش سوار شده و تعجب‌آور بود كه اين اسب‌ها اصلا در مراسم رژه شركت داده نشدند . بعضى از تفنگ‌هايى كه توسط حكمران كل هندوستان در راولپندى « 1 » به امير اهداء شده بود ، تمام مدت بدوش افرادى در هنگ پياده حمل مىگرديد . تفنگدارهاى كابلى از قدرت و شهامت قابل توجهى برخوردار بودند و به خوبى توانستند كارآئى خود را به نمايش بگذارند . آنها ميله‌اى كوتاه را به صورت افقى در ته قنداق تفنگ محكم كرده بودند ، و در حالى كه آن را مانند دستگيره‌اى در دست داشتند چنان محكم گام برمىداشتند كه انگار تفنگ اصلا وزنى نداشت . فكر مىكنم وقتى پاى كار و مقايسه در ميان باشد يك كابلى با دو قندهارى يا چهار هراتى برابر است و البته به همين نسبت نيز باارزش‌تر است . سرانجام بعد از رفت‌وآمدهاى مكرر اين چند واحد ، رژه با اداى سلام پايان يافت . براى اين منظور فرماندهء هنگ از اسب پياده شد ، كلاه‌خود ، خود را كه پر خروسى نيز به آن بود از سر برگرفت ، و سپس در تمام مدت مراسم سلام ، كه دستهء موزيك سرود خداوند امير را به سلامت نگهدارد را مىنواخت ، بدون حركت در حالى كه دست خود را تا نزديك پيشانى بالا برده بود به حالت احترام و سلام ايستاد . بعد از اتمام اين مراسم فرماندار و من برخاستيم و از صف افراد سان ديديم . در حالى كه با سرهنگ‌ها دست مىداديم ، مرتب به آنها مىگفتيم مانده نباشيد ، كه همان معنى خسته نباشيد را مىدهد . آنها مؤدبانه پاسخ مىدادند و لبخندى بر لب داشتند كه از خوشحالى و رضايت‌شان از نحوهء برگزارى رژه خبر مىداد به پايان صف رسيديم . در حالى كه در كنار فرماندار بودم در جلو ايستاد ، كلاه آستراخانى خود را از سر برگرفت . من و فرماندهان نيز كلاه‌خود و ساير افراد نيز عمامه‌هاى خود را از سر برداشتند ، همه با هم براى سلامتى و طول عمر امير دعا كرديم . دستهء موزيك هنوز در حال نواختن بود ليكن واحدها يكى پس ديگرى محل رژه را ترك مىگفتند . اين دسته از تعدادى شيپورزن كه كت‌هايى كوتاه و به رنگ قرمز همراه با شلوارهايى سفيد به تن

--> ( 1 ) - راولپندى ، شهريست در پاكستان ، ناحيه پنجاب ( شمال شرقى كشور پاكستان ) ص 578 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .